مرتضى مطهرى

103

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

از او متكوّن شده باشد . مىگويد چرا ارسطو بحث را به آنجا نكشانده ؟ خود پاسخ مىدهد كه به اين دليل است كه آنجا اصلًا نيازى به اين بحث نبوده است ، زيرا در جايى كه ماده هميشه يك صورت را داشته باشد احتمال اين كه در اينجا علل غيرمتناهى باشد نيست ؛ مثلًا كسى بگويد : اين فلك داراى صورتى است و ماده‌اى ، و همان ماده‌اش هم بالفعل داراى صورتى و ماده‌اى است ، و آن ماده هم به همين ترتيب . يك چنين چيزى در آنجا مطرح نيست كه كسى احتمالش را هم بدهد . به همين جهت نيازى به بحث ندارد . اين بحث فقط در باب همان علل تكوّن است كه احتمال نامتناهى بودن علل پيش مىآيد و قابل بحث است . به همين دليل ارسطو در آنجا كه احتمال نامتناهى بودن مطرح نيست بحث نكرده است . فالجواب عن ذلك أنّ عنصر قوامه جزء منه ، و هو معه بالفعل ، و لا يشكل تناهى الامور الموجودة بالفعل فى شىء متناه موجود بالفعل . على أنّ من بلغ أن يتعلم هذا العلم ، و وقف على سائر ما سلف فإنما يشكل عليه من أمر تناهى العلل و لا تناهيها أنه هل يمكن أن يكون كذلك فىالعناصر التى بالقوة واحداً بعد آخر مختلفة بالقرب و البُعد . . .